برچسب:
نویسنده: سام قربانی
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
بالاخره دادم دفتر اصلیه رو سیمی کردن. آره خیلی از دفترام حرف میزنم چون احتمالن از مهم ترین ها هستن تو این روزگار.
محاسباتم اشتباه بود و الان انگار یه بند ورق با خودم اینور اونور میکنم. اندازه کلهمه دفتر جدیده. منتظر قطارم که بیاد.
سرم درد گرفته و پروفنم باهام نیست.
میخوام آرتیست خفنه رو دلا یا دلی صدا کنم. شاید هم دلایادلی:))) دیروز خواب و بیدار بودم یجوری بهم وحی شد پاشو پری دریایی بساز. اون دوتا نصفه رو حداقل کامل کن. کارت متروم رو پیدا نکردم. چرا قطار نمیاد؟
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
امروز اولین جلسه بود و منی که انقدر همیشه سعی میکنم آن تایم و دقیق باشم و حالم از آدمایی که وقت شناس نیستن بهم میخوره ، با یه ربع تاخیر رسیدم!! آدمای جدید و فضای جدید.
ماهی خیلی هوامو داشت. خیلی زیاد.
دفتر هارو دیدم باز، یه ماه دیگه کارم رو به جایی میرسونم که به اندازه کافی خوب باشه براشون.یعنی امیدوارم.
امروز خیلی سرحال شدم وقتی گفتم خودم کار میکنم و آریو هم موند. یعنی خودم ، خودم رو به اینجا رسوندم و آخ جوون واقعن. حتا یادمه ، روز تولدم هم رفتم.یه بارش هم با گلو درد وحشتناک بود.
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
دلم میخواد برگردم به دنیای هری پاتر.چقدر دوستشون دارم و چقدر کمک کردن. از قشنگ ترین دوران زندگیم بود. میدونی چیه ؟ اون رهاییای که تو اون سن داری ، به خودت اجازه میدی که فکر کنی وجود داره و هنوز یازده سالت نشده و تو داری خودت رو براش آماده میکنی، چقدر لذیذه این حس.
به هر حال یدونه از این پست ها بود که میگفت: your parents are hiding your Hogwarts acceptance letter, because they are jealous
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
بعضی وقت ها آدم بدون دلیل میخواد گریه کنه. همه چیز خوبه. صبح داشتم فکر میکردم که واقعن به به. چه آدمای خوبی توزندگیم هستن. همه چی چه خوب و قشنگه. جدی میگم. این همه اتفاق خوب. این همه چیز های جدید و تازه. اینا همه منو شاد میکنه.
صبح میدونستم امشب از اون شبای طولانیه. نه میدونی چرا ، نه دنبال دلیلش میگردی. دلت برای کسی که نمیدونی کیه تنگ میشه، میخوای صدای کسی رو بشنوی که تا حالا ندیدی ، انقدر بی تاب و غریب ؟!
اینجا همه ناله هامو میارم ، وگرنه روزای شاد و روشن هم دارم. اما خب دیگه.
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
برچسب:
نویسنده: سام قربانی